مي نويسم حرفاي دلمو واسه عشقم به اميد روزي كه حرفمو بخونه . اون كه دوستش داشتم آدم باگذشتي بود از منم به سادگي گذشت ......
-->-->-->
کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 استÙx82Ùx84اÙx84
کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 استÙx82Ùx84اÙx84
-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا
-->-->-->-->-->-->-->-->-->کد Ùx85Ùx88س Ùx84اÙx88{سرÛx8c جدÛx8cد}د-->-->-->
کد باÙx84ا Ø¢Ùx85دÙx86 Ùx88 ترکÛx8cدÙx86 Ùx82Ùx84ب Ùx87اÛx8c زرشکÛx8c
-->-->-->کد Ùx85Ùx88س ستارÙx87 Ùx87اÛx8c Ùx82رÙx85ز Ùx88 زرد Ùx88 آبÛx8c
Ùx83دÙx87اÛx8c جاÙx88ا Ùx88بÙx84اگ
-->-->-->
دل سوختن؟ رسم عاشقی اين نيست که تک و تنها بسوزی و ديگر نمانی، ... کاش می دانستيم که زودتر از ما، عشق ماست که برای دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهميديم که قدر بودن، قدر عاشقی، قدر عشق چيست و چقدر است، کاش بيراه نمی رفتيم و می مانديم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...
بازی با کلمات قشنگ است، بازيگری حرفه ای می خواهد، اما، قسم ، که حقيقت عشق، وجود هرگونه بازی و بازيسازی را بی نياز از دروغ و نيرنگ می سازد...
نمی دانم! بلد نيستم! من نمی دانم دل سوختن برای چيست؟ مرا سوختنی نباشد جز برای عشقم، برای او، برای بودن با او و دور ماندن از او، می سوزم، آری، اما نه به درد اين بازيگر قهار و خوشرنگ زندگی، نه به سختی و دل تنگی نمادين اين دنيای پوشالي...
آری می سوزم، از درد دور بودن و عاشقی، از غم اشک و سردی، می سوزم، اما نمی دانم چرا؟ ... خودی برايم ديگر نمانده است، نمی خواهم، خودی را که ز عشقم دور می سازد نمی خواهم، می سوزانمش، آری، می سوزانمش هر دل و هر نگاهی که مرا دور سازد از عشقم،
و می بوسم، می بويم، می جويم دلی را، دستی را، سخنی را، نگاهی را، هر نسيم و بادی را که وجودم را به او و عشقم نزديک سازد،
من بنده عشقم، بنده عاشقی...
برچسب:
نویسنده: raha