مي نويسم حرفاي دلمو واسه عشقم به اميد روزي كه حرفمو بخونه . اون كه دوستش داشتم آدم باگذشتي بود از منم به سادگي گذشت ......
-->-->-->
کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 استÙx82Ùx84اÙx84
کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 استÙx82Ùx84اÙx84
-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا
-->-->-->-->-->-->-->-->-->کد Ùx85Ùx88س Ùx84اÙx88{سرÛx8c جدÛx8cد}د-->-->-->
کد باÙx84ا Ø¢Ùx85دÙx86 Ùx88 ترکÛx8cدÙx86 Ùx82Ùx84ب Ùx87اÛx8c زرشکÛx8c
-->-->-->کد Ùx85Ùx88س ستارÙx87 Ùx87اÛx8c Ùx82رÙx85ز Ùx88 زرد Ùx88 آبÛx8c
Ùx83دÙx87اÛx8c جاÙx88ا Ùx88بÙx84اگ
-->-->-->
کاش می شد روی خط سرنوشت
روزهای با تو بودن را نوشت..
سرنوشت , ننوشت
گر نوشت , بد نوشت
اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !

باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد
میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.
و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.
وباز قصه پر غصه تکرار ....
روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده
و شاخ و برگ تماشایی داشتم .
عاشق شدم . . . !!!!
عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!
و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور
تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،
چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن
و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم
درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس
سرنوشتم چه بود ؟
حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه ای
نه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیند
و برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد
دوباره پر باز کند و به اوج برود
و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه
رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد
من در آتش میسوختم و او . . .
و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم بر
خطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند
روزی درختی بودم تنومند که عشق مرا به زغالی
تبدیل کرد سیاه و دل سوخته . . .
برچسب: متن عاشقانه, عاشقی, عاشقانه, دل نوشته,
نویسنده: raha